رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )

42

در آستانه قرآن ( فارسى )

خود به تهيهء مصحفى جامع آيات وحى شده كه براى پيروانش قطعى و غير - قابل تغيير باشد همت نگماشته است ؟ امروز ما بدين سؤال فقط بكمك فرضيه مىتوانيم پاسخ بدهيم . شايد محمد ( ص ) و معاصرين او مبادرت به كارى را كه منجر به ايجاد نسخه‌اى از معيار كتاب آسمانى شود ، كفرآميز مىدانستند . بدون گفتگو به حافظهء انسانى نيز اعتماد زيادى شده و تصور گرديده كه حافظهء انسانى براى نقل متن مقدس كتاب ، نسلى بعد نسل كفايت مىكند . شايد هم كلمه به كلمه از اين قسمت مبهم قرآن « 23 » تبعيت كرده‌اند ( كه خدا فرمود ) : « ان علينا جمعه و قرآنه : بر ماست كه آن را جمع كنيم و تبليغ نمائيم » ( 27 75 * 17 ) . در اين آيه خداوند حق انجام كارى را كه ما تعجب مىكنيم چرا پيامبر ( ص ) بدان مبادرت نورزيده ويژه خود مىداند . بدون شك بايد به اين خصوصيت روانى عرب فكر كرد كه چون فريفتهء حال مىباشد ، هرگز به آينده توجه نمىكند . هيچكس بفكر تشكيل مصحف قرآنى نيفتاده ، زيرا هيچكس در زمان پيامبر چنين نيازى احساس نكرده است . به همان ترتيب كه هيچكس بفكر تعيين دقيق جانشين پيامبر نيفتاده ، تا وقتى كه اين مسأله بر اثر فقدان رئيس جامعه مطرح شد . 1

--> ( 23 ) اين آيه موجب پيدايش تفسيرهاى متعددى شده است . ( 1 ) چطور امكان دارد رئيس جامعه‌اى كه بنيانگذار نظام تازه‌اى است براى اجتماع بشرى ، و تا آخرين لحظهء حيات ، حتى در بستر مرگ ، دمى از تحكيم مبانى اساسى جامعه غافل نمانده ، از مسأله جانشينى خود و ادامهء شريعتى كه بنيان نهاده غافل باشد ؟ كسى كه خاتم پيغمبران است و شريعتى آورده كه تا زندگى به روى زمين باقى است ، آن شريعت زنده و پويا و پابرجا خواهد بود ، چطور امكان دارد كه از تداوم رهبرى اجتماع پس از خود غفلت كند و مردم نو مسلمانى را كه تازه دل در گرو اسلام بسته‌اند و مذهبى را كه تازه بيش از بيست و چند سال از پيدايشش نگذشته ، بدون عنايت به آيندهء جامعهء بشرى ، بگذارد و برود . هر فرد عادى